سابقه درخشان

سابقه درخشان


مردِ جوياي كار به مدير شركت گفت:
_همه چي بلدم!... آهنگري ، نجاري ، تراشكاري ، جوشكاري ، بنّايي ، لوله كشي ، خياطي ... توي ده تا شركت و هفت تا كارگاه كار كردم همه چي ياد گرفتم! حالا اومدم واسه هميشه براي شما كار كنم!
مدير شركت دستور داد به جاي يك سال، سه ماه قرارداد موقت با او ببندند!




آخرين داستان از كتاب "سه خط قصه!"
به قلم حسن ايماني


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

علیرضااشرفی مهابادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

علیرضااشرفی مهابادی (4/7/1399),حسین (11/7/1399),مجتبی زمانی نیشابور (12/7/1399),حسن ایمانی (13/7/1399),طراوت چراغی (14/7/1399),فاطمه سادات حيدري (22/7/1399),حسن ایمانی (27/7/1399),

نقطه نظرات

نام: فاطمه سادات حیدریث   ارسال در سه شنبه 22 مهر 1399 - 08:44

جالب بود



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.