پيشنهاد به پادشاه

پيشنهاد به پادشاه


شاهزاده هجده ساله تاج پادشاهي بر سر گذاشت! يك روز وزير اعظم پرسيد:_مي دونيد چرا پدر شما گردن خيلي از آدم هارو زد؟... پادشاه جوان گفت:_واسه اينكه اونها بيشتر از پدر مي دونستند!
وزير اعظم بعد از اين پاسخ به همه درباري ها دستور داد دست از هر نظر و پيشنهادي به پادشاه جوان و بي تجربه بردارند!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني




شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

عارفه حیدری پور (22/6/1399),طراوت چراغی (23/6/1399),سید محمد حسینی متکازینی (26/6/1399),

نقطه نظرات

نام: عارفه حیدری پور   ارسال در شنبه 22 شهريور 1399 - 19:34

سلام اموزنده بود


نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 23 شهريور 1399 - 10:05

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت آقای ایمانی متنتون مثه همیشه پر از مفهوم های ریز و درشت ، زیبا بود.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.