خشم و مرد

خشم و مرد


بدجور با رئيس اداره زد و خورد كرد! شبيه فيلم هاي اكشنِ هاليوودي! وقتي با دخالت همكارها قائله خوابيد يكي از كارمندها نامه اخراج را به دستش رساند و يواشكي بيخ گوشش گفت: _آفرين!... عليه زور وايسادي و نشون دادي مردي!
سر و رويش را مرتب كرد و با ناراحتي گفت:
_اگه خشمم رو كنترل مي كردم مردتر بودم!!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.3 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

نوریه هاشمی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

نوریه هاشمی (11/5/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.