ثروت بي مشقت!

ثروت بي مشقت!

ميلياردر بعد از صحبت درباره مشقتهايي كه كشيده بود از حضار پرسيد:_ كي ميخواد ثروت منو داشته باشه؟... همه حضار دست بلند كردند! ميلياردر اين بار پرسيد:_كي دوست داره سختي هايي كه به جون خريدم رو به جون بخره؟... همه حضار سكوت كردند! ميلياردر گفت:_من براي افرادي كه بي مشقت دنبال ثروت هستند حرفي ندارم.
و بعد از اين جمله سمينار را ترك كرد.






از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.3 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

نوریه هاشمی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

نوریه هاشمی (2/5/1399), ک جعفری (4/5/1399),طراوت چراغی (4/5/1399),

نقطه نظرات

نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 2 مرداد 1399 - 15:56

عالی بود موفق باشید استاد


@نوریه هاشمی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در شنبه 11 مرداد 1399 - 08:34

نمایش مشخصات حسن ایمانی درود بر شما خانم هاشمي عزيز@};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.