خريد ويلا

خريد ويلا


خريدار آمده بود ويلاي خريداري شده را از فروشنده تحويل بگيرد كه ناگهان جلوي چشم هر دو، طوفان سهمگيني وزيد و ويلا در هم شكسته شد! فروشنده بر سرش كوبيد در حاليكه خريدار گفت:
_آه خداي من! از كجا دانستي مي خواهم اين ويلا را ويران و بازسازي كنم؟




از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.8 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ک جعفری (30/1/1399),زهرابادره (آنا) (13/2/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.