بلا و عذاب

بلا و عذاب


وقتي ازدواج كرد به دوستانش گفت:_به بلاي بدي دچار شدم! ازدواج!!...
وقتي بچه دار شد به دوستانش گفت:_به بلاي بدي دچار شدم! بچه داري!!...
وقتي زن و بچه اش را در تصادف از دست داد به دوستانش گفت:
_به عذاب بدي دچار شدم. تنهايي!!...





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني


شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 1.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

علیرضااشرفی مهابادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (30/1/1399), ک جعفری (30/1/1399),علیرضااشرفی مهابادی (27/2/1399),

نقطه نظرات

نام: شایسته دولتخواه   ارسال در چهار شنبه 3 ارديبهشت 1399 - 23:51

سلام به شما دوست گرامی و قدیمی

خوشحالم که قلمتان پویاست .

اینجاست که باید گفت : قدر نعمت نعمتت افزون کند.
مانا باشید.@};-


@شایسته دولتخواه توسط حسن ایمانی Members  ارسال در شنبه 6 ارديبهشت 1399 - 10:06

نمایش مشخصات حسن ایمانی درود بر خانم دولت خواه...
عرض ادب و احترام... ممنونم كه داستان كوتاه ما را خوانديد و خوشحالم كه شما هم هستيد...



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.