درود

درود

از هواپيما كه پياده شد نگاهي به ساعتش انداخت. يك ساعت و نيم پرواز. باد توي غبغب انداخت و با صداي بلندي گفت:
_به موقع رسيدم! درود به روح مخترع هواپيما!
مهماندارِ خانم بيخ گوشش گفت:_آقاي محترم، خلبان هنوز زنده ست!







از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني




شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

زهرابادره (آنا) ,طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (16/1/1399),سعید فلاحی (زانا کوردستانی) (20/1/1399),زهرابادره (آنا) (13/2/1399),

نقطه نظرات

نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 فروردين 1399 - 14:52

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام وقتتون بخیر بسیار جالب نگارش شده .



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.