كنترل خشم


كنترل خشم


دانشجوي روانپزشكي، خشمگين جلوي آينه ايستاد و رو به تصوير خودش گفت:
_آهاي خشم!حواست باشه! من دارم دكتر مي شم و مي تونم كنترلت كنم!!...
صداي مادر از توي هال بلند شد:
_خدا بهت عقل بده! تو رو خدا تغيير رشته بده!





از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني




شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

مرتضی حبیب االهی یان ,طراوت چراغی ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مرتضی حبیب االهی یان (2/1/1399),طراوت چراغی (2/1/1399),محدثه رضایی زاده (5/1/1399),ابوالحسن اکبری (5/1/1399),هادی هادوی (5/1/1399),بهروز علی پور (23/1/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.