جلسه جنگ

جلسه جنگ


نقشه روي ميز پهن شد. معاون رئيس جمهور عينكش را به چشم زد. ژنرال كين درباره شهرهاي روي نقشه و كشتار غيرنظامي ها گفت و وزير هم درباره بودجه جنگ. ژنرال ماير ليست تجهيزات را خواند و نماينده مجلس هم دو پيشنهاد داد. جلسه كه تمام شد ژنرال ماير يك تفنگ آب پاش خريد و به سرعت خود را به جشن تولد نوه اش رساند.




از كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

علی دوستمن ,


این داستان را خواندند (اعضا)

علی دوستمن (9/10/1398),هادی هادوی (12/10/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (14/10/1398),طراوت چراغی (18/10/1398),حسن ایمانی (18/10/1398),طراوت چراغی (22/10/1398),

نقطه نظرات

نام: هادی هادوی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 12 دي 1398 - 16:32

نمایش مشخصات هادی هادوی با سلام و درود آقای ایمانی عزیز
کاش بیشتر به محتوای داستان میپرداختید خیلی جای کار داره
ولی در کل موضوع جالبی رو پیش کشیدید
سربلند باشید


@هادی هادوی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در چهار شنبه 18 دي 1398 - 10:05

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام بر هادي عزيزم.
حق با شماست. جاي كار داره... منتها محدوديت در پروژه كه همون "سه خط قصه!" است اين اجازه رو به بنده نداد...
ممنونم كه حضور گرمي داشتي
حسن ايماني@};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 14 دي 1398 - 11:58

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام دوست گرامی
داستانتان را می توان دو بخش کرد. بخش اول صحبت در مورد یک جنگ و بخش دوم زندگی عادی و جشن تولد.
اما در قسمت اول معلوم نشد که ژنرال بالاخره موافق بود یا مخالف؟ اگر مخالف بود پس نتیجه خرید تفنگ آب پاش فرق می کند و اگر موافق هم همین طور.
ابهام بی شک لازمه هر داستانی است اما اگر بنظر خیلی زیاد شود دیگر تبدیل به ابهام لاینحل می شود که مخاطب را شاید کمی آزار دهد.
موفق باشید


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط حسن ایمانی Members  ارسال در چهار شنبه 18 دي 1398 - 10:13

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام حميد جان...
جلسه اي كه برگزار شد با موضوع بررسي شرايط جنگ بود نه صرفا راي گيري در خصوص روند جاري جنگ... از اين دست جلسات، عموما در بين سران نظامي زياد اتفاق ميوفته كه خب بنده هم يك برش از اين جلسات رو به نگارش درآوردم. اما اينكه ژنرال ماير بعد از جلسه اقدام به خريد تفنگ آب پاش مي كنه (براي جشن تولد نوه ش) اشاره به فراز و نشيب هاي زندگي داره و اينكه چطور آدم هايي كه كارهاي خيلي بزرگ و خطرناكي در دست دارن هم خودشون در گير و دار زندگي درگير خرده مسائلي هستند كه بايد اونها رو هم حل و فصل كنند و مقايسه تفنگ آب پاش و جلسه جنگ به اين معنا هستش كه تفكر ژنرال ماير براي خريد يك كادوي جشن تولد در وهله اول روي تفنگ آب پاش زوم ميشه. اين نشون دهنده كشش هاي ذهني يك نظامي در خصوص اسباب بازي و تحت الشعاع قرار گرفتن اون است...
حسن ايماني@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.