سه پيرمرد - سه كودك




سه پيرمرد _ سه كودك



روي نيمكت پاركي سه پيرمرد نشسته بودند. سه كودك هم روبروي آن ها مشغول بازي. پيرمرد اول مي گفت و مي خنديد ، پيرمرد دوم از گذشته مي ناليد و پيرمرد سوم چيزي يادش نمي آمد!... كودك اول مي دويد و مي خنديد ، كودك دوم نِق مي زد و كودك سوم پيِ دعوا!!





كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني



شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

طیبه حسنی ,ف. سکوت ,مرتضی حاجی اقاجانی ,طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (30/5/1398),مرتضی حاجی اقاجانی (30/5/1398),محمد صادق پرواس (2/6/1398),بهمن نوروززاده (12/6/1398),

نقطه نظرات

نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 30 مرداد 1398 - 16:38

نمایش مشخصات طراوت چراغی بسیار زیبا


@طراوت چراغی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در پنجشنبه 31 مرداد 1398 - 10:22

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و سپاس از وقتي كه گذاشتيد براي خوانش اين داستانك @};- @};- @};- @};-


نام: مرتضی حاجی اقاجانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 30 مرداد 1398 - 20:45

نمایش مشخصات مرتضی حاجی اقاجانی درود
استاد نازنین ، عرض ادب و احترام
داستان کوتاهی خواندم از کلک زرنگار جنابعالی
کوتاه و چون آیینه گذشته پیرمردان و یا آینده سه کودک را به تصویر کشیدی
اما به زعم این حقیر این داستان چون صفر و یک برنامه کامپیوتری یک نتیجه داشت و به تعبیری جبر بود که نویسنده در قالب گذشته و اینده سه کودک و سه پیرمرد به خواننده القا میکرد ، و فلسفه اختیار در این کوتاه حلقه گمشده بود و به عبارتی بصورت مطلق نمیشه گفت کسی که کودکی خندان و شاد باشد پیر که میشود باز هم خندان است و یا دعوا گر باشد پیر که میشود الزایمر میگیرد و... و این امر نسبی است و مطلق نیست .
البته بصورت نسبی این ممکن است اتفاق بیفتد و ممکن است پیرمرد فراموش کار کودکی خندانی داشته باشد یا پیرمرد خندان کودکی پرخاشگر و دعوا گر بوده ...
البته این نظر این حقیر است ممکن غلط باشه اما اظهار نظر من فقط به جهت اشتراک فهم بوده و بس
خواندم و لذت بردم
ایام به کام
یاحق


@مرتضی حاجی اقاجانی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در پنجشنبه 31 مرداد 1398 - 10:34

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و عرض ادب و احترام...
بسيار ممنونم كه وقت گذاشتيد براي خوانش اين داستانك...
حق با شماست احتمال اينكه پيرمرد اول با كودك اول مقايسه شود و پيرمرد دوم با كودك دوم و يا پيرمرد سوم با كودك سوم ، وجود دارد. اما در كل قضيه ، خط مشي اين داستان ، تطبيق و توالي شخصيت ها به هم نبوده است بلكه سير زندگي را در سه خط به تصوير مي كشد. از طرفي اگر از باب تطبيق هم بخواهيم موضوع را بررسي كنيم ، تلاشم اين بوده كه حتي المقدور نزديك ترين شخصيت كودكانه يك پيرمرد (كه همانا گذشته اش است) را به تصوير بكشم. يا به قولي ، درصد بيشتري از شاخصه رفتاري هر پيرمرد را در كودكي اش به تصوير بكشم كه اميدوارم نزديك به حقيقت باشد.
در كنار اين موضوع ، با نظر شما مبني بر اينكه قرار نيست شخصيت هر كودكي بطور صد در صدي در آينده اش مطلق بماند ، بسيار موافقم...
ارادتمندم...@};- @};- @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 31 مرداد 1398 - 12:29

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.