فوت


فوت

دو تا شمع به شكل عدد روي كيك روشن شد. بابابزرگ سرش را خم كرد تا شمع هاي هشتاد و دو ساله گي اش را فوت كند. او هر چه كرد شمع ها خاموش نشد. حس و حال فوت بود ، ناي فوت نبود! كارِ فوت را سپردند به نوه سيزدهم. نوه دو ساله هر چه فوت كرد نشد! حس و حال فوت بود ، ناي فوت هم بود... انگار چيزي اين جا كم بود...


كتاب "سه خط قصه!"
حسن ايماني

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

متین یحیی زاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

عارفه حیدری پور (4/5/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (10/5/1398),

نقطه نظرات

نام: عارفه حیدری پور کاربر عضو  ارسال در شنبه 5 مرداد 1398 - 18:17

سلام جالب بود.
بر حسب تجربتون میشه بگید چطوری بنویسم می دونم می تونم بهتر بنویسم ولی نمی تونم درست وحسابی همه رو به کاغذ انتقال بدم انگار دستو پام و بستن و تو قفسم می خوام نویسنده بزرگی بشم یه کتاب هم دارم می نویسم ؛ ممنون باصداقت ضعفامو بیان کردید.


@عارفه حیدری پور توسط حسن ایمانی Members  ارسال در یکشنبه 6 مرداد 1398 - 10:48

نمایش مشخصات حسن ایمانی
سلام. احوال شما چطوره؟
بنده در سطحي نيستم كه بخوام آموزش داشته باشم منتها بر حسب تجربه و نشست و برخاست هايي كه با اهالي قلم داشتم لازم مي دونم كه برخي از اين تجربيات رو خدمتت ارائه كنم كه شايد راهي باشه براي نگارش بيشتر شما و تقويت قلمتون. اگرچه هنوز هم اقرار مي كنم چيزي نمي دانم...
نويسنده گي دنياي جذابي داره اونم به واسطه اين كه خلاقيت درش هست و نويسنده اين اختيار رو داره چيزهايي كه باب ميلش هست رو خلق كنه. اين خيلي كار بزرگيه. نويسنده ها دنياي بزرگي دارن بخاطر اينكه خلاق هستن. بيش از 80% مردم دنيا توانايي نگارش ندارن. حتي نمي تونن اتفاقات روزانه شونو بصورت دو خط خاطره بنويسن. پس اون فردي كه داره مي نويسه در ابتداي كار بايد به خودش بباله و قدر اين موهبت ارزشنمد رو بدونه...
شما همين كه داري مي نويسي ، يه قدرت بالقوه در شما پديدار شده كه با تمرين هاي بيشتر تبديل به بالفعل ميشه. يعني نيروي دروني شما به نيروي عملي بدل ميشه. حالا اين كه اين نيرو چه كيفيتي داره و آيا خوبه يا بد ، مهم نيست. مهم اينه كه اين نيرو رو شما شناختيد و داريد روش كار مي كنيد. حالا هر چه بيشتر تمرين داشته باشيد و نقطه ضعف هاتونو بپذيريد و درصدد رفعش بر بيايد ، بيشتر رشد مي كنيد. در كنار نگارش و تمرين نويسنده گي يه كار مهم رو هم نبايد هرگز فراموش كرد. اونم مطالعه ست. آثار بزرگ نويسنده هاي معروف رو بخونيد. اونقدر بخونيد تا با بحث هاي متعددي در نگارش مثل: فضاسازي و توصيف شرايط و شخصيت پردازي آشنا بشيد. يادتون نره كه مطالعه بيشتر ، ديدگاه شما رشد ميده و مسير شمارو هم هموارتر مي كنه.
...(ادامه دارد)


@عارفه حیدری پور توسط حسن ایمانی Members  ارسال در یکشنبه 6 مرداد 1398 - 10:50

نمایش مشخصات حسن ایمانی ... نكته مهم ديگه اينكه هر چي دلتون ميخواد بنويسيد. حتي دل نوشته ، حتي شعر و حتي خاطره. مهم اون نوشتنه ست. اينكه ديگران شمارو از نوشتن باز ميدارن ، يه چيز طبيعيه. منتها اين ممانعت و سيگنال هاي منفي نبايد در هدف گذاري و نگارش شما رخنه كنه. شما فقط بنويسيد. اتفاقا اونايي كه شمارو از نوشتن باز ميدارن ، نويسنده نيستن. اگه نويسنده باشن شما رو مايوس نمي كنن. نويسنده ها تلاش مي كنن نويسنده هاي ديگه رو هم رشد بدن. تجربه شونو در اختيار فرد تازه كار قرار ميدن بدون هيچ اغراقي. حالا كه ما فهميديم افرادي كه مانع كار ما ميشن نويسنده نيستن ، پس چرا تابع حرفشون باشيم و دست از كار بكشيم؟
اما حالا برسيم به اين كه نوع نگارش شما چيه؟ و چه هدفي رو دنبال مي كنيد؟ مثلا داستانه؟ شعره؟ دكلمه ست؟ و يا مقاله نويسي؟... بايد مشخص كنيم كه چه كاره ايم؟ اون وقت ميريم سراغ اسلوب هاي رايج در اون شاخه. مثلا گرايش هايِ نگارشي من "حسن ايماني" در چند مقوله خلاصه ميشه:... داستان كوتاه ، مقالات تخصصي مديريت و كسب و كار و نقدهاي اجتماعي... (كار نويسنده گي رو هم از سال 1372 با نگارش مقاله اجتماعي در روزنامه "كيهان" شروع كردم و تونستم توي صفحه اجتماعي اون روزنامه قلمم رو تثبيت كنم. منتها سال هاي بعدش از روزنامه فاصله گرفتم و رفتم سراغ داستان نويسي. سال 1382 اولين داستان بلند مستند دنيا درباره "جنگ آمريكا و انگلستان عليه عراق و نابودي حكومت صدام در سال 2003 ميلادي" رو به رشته تحرير درآوردم و اين كتاب به چند كشور از جمله خودِ آمريكا هم ارسال شد)
خب ، برگرديم به بحث ، همونطور كه خودتون مي دونيد ، اين سايت ، سايت داستان نويسيه پس بايد خط مشي ء ما مشخص باشه. چرا كه اين سايت مملو از اساتيد داستان نويسيه. اساتيدي كه كمك ميكنن كار ما قوت بگيره. تجربه شون براي ما ارزنده ست. خيلي از نويسنده ها از همين سايت ها و آموزه هاي مجازي تونستن كتابي بنويسن و كاري رو پديد بيارن. پس شما هم اين فرصت رو غنيمت بدونيد و از تجربه دوستان و اساتيد استفاده كنيد.
تجربه اقل ما هم اگر راهگشا بود كه خب فَبَها...

...(ادامه دارد)


@عارفه حیدری پور توسط حسن ایمانی Members  ارسال در یکشنبه 6 مرداد 1398 - 11:00

نمایش مشخصات حسن ایمانی ... اما بريم سراغ داستان نويسي. داستان نويسي يك تخصص در حوزه نگارش محسوب ميشه كه داراي اسلوب ها و قواعدي همچون: پيرنگ ، شخصيت سازي ، فضاسازي ، ماجرا و همچنين توصيفاته و خيلي چيزهاي ديگه ست. هر چقدر داستان ، كوتاه تر باشه ، گنجايش چنين عناصري در كار سخت تر ميشه. اما هر چقدر داستان گسترده تر باشه مثل داستان بلند و رمان ، بكارگيري عناصري كه بهش اشاره كردم ، راحت تره. بهتره اين هم مشخص بشه كه ما علاقه مون به سمت داستان كوتاهه يا داستان بلند؟... افرادي هستن كه صرفا كارشون داستان كوتاهه و افرادي هم هستن كه گرايشي به خلق داستان كوتاه ندارن و رمان مي نويسن چهارصد صفحه...
هر چه كه باشه ، خود بحث داستان و داستان نويسي مهمه. داستان ، داستانه و حاوي يك ماجرا در بطنِ كار. پس لازمه كه خلق ماجرا رو در اولويت قرار بديد. بيايد در ذهنتون يك اتفاقو خلق كنيد. بعد از خلق اتفاق ، شروع كنيد به تعريف اون روي چند خط كه صفر تا صد ماجرا مشخص بشه. اصلا به اين موضوع توجه نكنيد كه آيا داستان تكراريه يا نه؟ نويسنده هاي تازه كار بايد تمرين نگارش رو پي بگيرن تا نگارششون تقويت بشه نه اينكه تا فهميدن ماجراي خلق شده يه ماجراي تكراريه ، دست از كار بكشن. نه ... بايد فقط بنويسن. اون نويسنده هاي حرفه اي هستن كه در پي خلق ماجراهاي بكر و تازه هستن. (حالا اگه باز موضوعي بكر توي ذهنتون خلق بشه كه خب بهتره) اما اينجا فعلا بحث ما بحث تمرين نگارشه... مثلا براي خودتون ماجراي ارتباط پدربزرگ و نوه رو خلق كنيد و توي هفت هشت ده خط يه داستان بنويسيد. مي بينيم كه اين موضوع ، يه موضوع بكر و نو نيست اما مسئله اينه كه چه اتفاقي ميشه توي اين موضوع خلق كرد و به رشته تحرير درآورد؟
از هيچ چيزي هم نترسيد و فقط به موضوع فكر كنيد. مثلا من روي اين موضوع فكر كردم و يه داستان سه خطي به نام "فوت" خلق كردم. توي همين سايت هم هست. وقتي كه مي نويسيد ، خيلي چيزها به كمك شما مياد. مثل: حافظه ، احساس ، تجربه ، دانش و خُلق و خوي خود نويسنده... اصلاح لغوي ، ادبي و اسلوبي داستان نويسي هم بعدا خودش درست ميشه. شما در ابتداي كار به خلق موضوع فكر كنيد. وقتي توي اين مرحله موفق باشيد ، رعايت ساختار داستاني به مرور شكل ميگيره و شما خودبه خود با عناصر درگير مي شيد و بكار مي گيريد.
ببخشيد زياده گويي كردم.
حسن ايماني
@};- @};-


نام: عارفه حیدری پور کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 6 مرداد 1398 - 11:12

ممنون امیدوارم حالتان خوب باشد. کسی تا بحال ایتقدر به من اهمیت نداده بود. سعی می کنم از کلمه ؛ کلمه صحبت هایتان بهره ببرم ممنون که وقت گران بهایتان را در اختیار من گذاشتید سلامت باشید یا حق


نام: متین یحیی زاده کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 6 مرداد 1398 - 19:28

نمایش مشخصات متین یحیی زاده سلام و عرض ادب

در همین داستان کوتاه می توانم چندین برداشت داشته باشم. اما همه برداشت ها را می ریزم دور و به این یکی می چسبم. همین که الان می خواهم بنویسم. چه پیر باشی و نا نداشته باشی. چه جوان باشی و نا دار باز نمی توانی با جبر بجنگی. همانطور که در این داستان پیری و خستگی جایش را داد به یک جوان تازه نفس و جون دار باز یک چیز سرجایش نبود. شمع خاموش نمی شد. آن شمع جبار. حالا ولش نمی خواهم این شمع را بزرگش کنم. ولی برداشت من از این داستان همین بوده است.
اگر فرضا من آن شمع را از این شمع هایی که خودت را هم بکشی باز خاموش نمی شود در نظر بگیرم. می توانم بگویم داستان طنز خفیفی داشت ولی باعث نشد که این داستان به یک داستان لطیفه وار تبدیل شود و همانطور حالت داستانکی خودش را حفظ کند.
آمدم عرض ارادت کنم و بروم
شاد باشید@};-


@متین یحیی زاده توسط حسن ايماني   ارسال در دوشنبه 7 مرداد 1398 - 13:08

سلام و عرض ادب خدمت شما خانم يحيي زاده...
خوشحالم كه وقت گذاشتيد براي خواندن قصه هاي كوتاه و اعلام نظرتون. نوشته هاي شما و داستاني شما نيز جزو آثار برجسته اين سايت بوده و هست. ان شالله كه همچنان قلمتان برقرار باشد.
@};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 مرداد 1398 - 10:43

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) @};- @};- @};-


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط حسن ایمانی Members  ارسال در شنبه 12 مرداد 1398 - 09:07

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام حميد عزيز. احوالت چطوره؟ ممنونم كه وقت گذاشتي براي اين قصه...
@};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.