قربونت برم ایران

(از سری داستانهای کوتاه بیست خطی)

داستان شماره 42


"قربونت برم ایران"



استاد حرفهای خوبی از تاریخ می زد. جالب اینجا بود که رشته ما اصلا ربطی به تاریخ نداشت! حالا اینکه سوال یکی از بچه ها چطور ما رو برد به قعر تاریخ بماند! مهم این بود که استاد حرفهاش جالب بود و داشت اطلاعات مارو میبرد بالا:
_ ... بچه ها، خیلی ها میگن توی تپه های باستانی و قلعه های قدیمی، گنج پیدا میشه و برای به دست آوردنش، به حفاری دست میزنن. حفاری که چه عرض کنم، با حرص و ولع، تموم میراث خشتی و ارزشمندو از بین میبرن! شایدم عقیده شما بچه ها هم این باشه که اونجا گنج هست. درسته؟
امیرحسین پرسید:
_استاد مگه اونجا گنج پیدا نمیشه؟ یعنی شما اعتقاد ندارید؟...
استاد ادامه داد:
_ شاید اونجاها گنج پیدا بشه اما نه توی تپه های باستانی بالای پنج-شش هزار سال! اگه باشه باید توی آثار باستانی با قدمت زیر دو سه هزار سال باشه! میدونید چرا؟ چون حدود شش هزار سال پیش، بشر تازه طلا رو شناخت. اما ازش استفاده نبرد. و سکه هم که خب، میونه هزاره اول پیش از میلاد ضرب شد. پس کار بیهوده ایه میوفتن به جون تپه های قدیمی و خونه های مدفون شده. هشت نه هزار سال پیش بشر حتی از سفال هم استفاده نمیکرد چه برسه به طلا! اون موقع ها تازه تونسته بودن گیاه رو اهلی کنن. مثل ساکنین قدیمی خوزستان و ایلام. اصلا به جرات میگم ساکنین اولیه زاگرس، اولین بشر بودند که گیاهو اهلی کردند. ساکنین تپه های باستانی با تاریخ بیش از شش هزار سال، یه جامعه روستایی داشتند که کنار رودخونه ها زندگی میکردند. اقتصادشون هم بر پایه کشاورزی بود نه طلا. بعدها به دلیل بالا اومدن آب یا چه میدونم انحراف آب و خشکسالی، ترک دیار کردندو رفتند. با رفتن اونا، خونه هاشون به جهت اینکه از چینه، خشت و چوب بود به مرور فرسایش پیدا کرد و با انباشت خاک، تبدیل به ویرانه ای شدو همه بساطشون دفن شد. گنج بیشتر مربوط به دوران رشد تمدن و تاریخ جولوتر از دو هزار و پونصد ساله بچه ها. تازه اینم بگم که...
حرفهای استاد تمومی نداشت. آخه تاریخ تمومی نداره. خیلی هم شیرینه. همین مسئله باعث شد بدجور برم توی فکر. به کشورم ایران فکر کردم که واقعا چه پیشینه باعظمتی داشت. چه تاریخ محکمی. لبخند روی لبم سبز شد. از ته دل تموم احساساتمو توی یه جمله خلاصه کردم:
_ قربونت برم ایران






شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.6 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

بی بی فردوس سید آسیابان ,نیلوفر روشن ,آرش شهنواز ,سحر جمالی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

کیمیا مرادی (21/6/1392),آرش شهنواز (22/6/1392),الهام توکل (22/6/1392),نریمان م (22/6/1392),حوریا شیری (22/6/1392),علی خدادادیان (22/6/1392),فرشته شهرابی (22/6/1392),حسن منصوری (22/6/1392),سنامحمودی (22/6/1392),بی بی فردوس سید آسیابان (22/6/1392),پیمان ذ.حسینی (22/6/1392),سحر جمالی (22/6/1392),نیلوفر روشن (23/6/1392),ابوالحسن اکبری (23/6/1392),موژان تقوی (23/6/1392),جعفر عباسی (24/6/1392),موژان تقوی (24/6/1392),حسن ایمانی (24/6/1392),جعفر عباسی (25/6/1392),علی خدادادیان (26/6/1392),علی خدادادیان (5/7/1392),علی تخت کش (30/10/1393),حسن ایمانی (22/2/1394),حسن ایمانی (26/6/1399),

نقطه نظرات

نام: آرش شهنواز   ارسال در جمعه 22 شهريور 1392 - 06:51

@};- @};- @};-


نام: علی خدادادیان کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 شهريور 1392 - 10:33

نمایش مشخصات علی خدادادیان سلام خدمت جناب ایمانی.
اطلاعات جالبی داشت اما بنظر من سخت بشه اسم این متن رو داستان گذاشت. بیشتر شبیه به یک متن علمی بود. هم لغات و زبانش و هم مفهوم متن.
بیشتر نویسنده سعی داشته یه سری اطلاعات درباره ی تاریخ و طلا و تمدن و این جور چیزا در اختیار مخاطب قرار بده.


نام: سحر جمالی کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 شهريور 1392 - 16:43

نمایش مشخصات سحر جمالی عالی عالی عالی عالی


نام: نیلوفر روشن کاربر عضو  ارسال در جمعه 22 شهريور 1392 - 01:50

نمایش مشخصات نیلوفر روشن سلام جناب کار جالبی بود و من با اقای خدادادیان کاملا موافقم:)


نام: جعفر عباسی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 24 شهريور 1392 - 12:32

نمایش مشخصات جعفر عباسی سلام
متن جاب و خواندنی بود ولی به نظر من مولفه های داستان رو نداشت.یک متن تاریخی شعارگونه بود.
پیروز باشید.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.