شرط آخر

( از سری داستانهای کوتاه بیست خطی)

داستان شماره ۲۹




"شرط آخر"



_ شرط اول رو گفتم!

_ آره، شنیدم، قبوله.

_ شرط دوم، تو باید درسو ادامه بدی تا کارشناسی ارشد.

_ باشه، ادامه میدم.

_ شرط سوم، تو باید یه کار ثابت پیدا کنی.

_ چشم، دنبالش هستم.

_ شرط چهارم، دیگه اینجوری لباس نمی پوشی!

_ منظورت تیپه؟! باشه، تیپ دلخواه تورو می زنم.

_ شرط پنجم، هیچ وقت بهم دروغ نمیگی.

_ دروغ چیه؟ ای بابا! اصلا اهلش نیستم.

_ شرط ششم، اجازه میدی ادامه تحصیل بدم!

_ حتما! تو باید تا دکترا بخونی!

_ شرط هفتم، دست از رفیق بازی برمیداری!

_ چشم. اصلا بی خیال رفیق!

_ شرط هشتم، هر کاری رو با مشورت هم انجام میدیم.

_ موافقم. اصلا مشورت توی زندگی لازمه.

_ و اما شرط آخر!... مادرت!

_ چی؟ مادرم؟ قسم خوردم بعد ازدواج، بخاطر تو بفرستمش خونه سالمندان!

_ لعنت به تو! تو به مادرت رحم نمیکنی، اونوقت میخوای به من...؟ ما نیستیم!

_ نه!... چرا پاشدی نسرین؟ کجا؟ وایسا!... وایسا!...






شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

سنامحمودی ,مریم مقدسی ,کیمیا مرادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سعید س (3/6/1392),کیمیا مرادی (3/6/1392),حسن ایمانی (4/6/1392),فرزانه بارانی (4/6/1392),سنامحمودی (4/6/1392),مریم مقدسی (4/6/1392),علي طرهاني نژاد (4/6/1392),فرزانه بارانی (4/6/1392),مرضیه دستگرد (4/6/1392),نریمان م (4/6/1392),بهناز باران خواه (4/6/1392),میر حسن علوی (4/6/1392),احسان رضايي (4/6/1392),ابوالحسن اکبری (4/6/1392),سیدجوادحسینی (4/6/1392),آرش شهنواز (4/6/1392),شهریار شفا (4/6/1392),فرشته شهرابی (4/6/1392),مسلم نوری (5/6/1392),سید جواد میرحسینی (5/6/1392),فرزانه بارانی (5/6/1392),پ صداقت (6/6/1392),علی خدادادیان (10/6/1392),علی خدادادیان (12/6/1392),علی تخت کش (30/10/1393),حسن ایمانی (22/2/1394),

نقطه نظرات

نام: سعید س کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 3 شهريور 1392 - 22:30

نمایش مشخصات سعید س درود...
خط هجدهم را می شد طور دیگر نوشت...
مثلا:
مادرم...؟ خب... خب اگه تو بخوایی میذارمش خونه سالمندان...


@سعید س توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:32

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام سعید جان.
ممنونم از نظرت.
پیشنهاد خوبیه.
میپذیرم.
حسن ایمانی@};-


نام: صادقی   ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 07:32

بسیار زیبا - کسی که براحتی از مادر خود بگذرد به آسانی هر کسی را کنار می گذارد


@صادقی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:34

نمایش مشخصات حسن ایمانی @};- @};- @};-


نام: صادقی   ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 07:34

بسیار زیبا - کسی که براحتی از مادر خود بگذرد به آسانی هر کسی را کنار می گذارد


نام: آناهیتا ص   ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 07:37

عشق چشم آدم رو میبنده
اما نباید بگذاریم چشم گفتن های ما به معشوق چشم ما رو روی مادر "عشق مطلق" ببنده!!!


@آناهیتا ص توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:34

نمایش مشخصات حسن ایمانی @};- @};- @};-


نام: سنامحمودی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 10:20

نمایش مشخصات سنامحمودی سلام خسته نباششید واقعا خوب نوشتید از کارای جدیدتون قوی تر بود من به این نمره ی 90 رو می دم


@سنامحمودی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:35

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام سنای عزیز.
از حسن نظرت نهایت سپاسو دارم.
انتهای متن البته به پیشنهاد دوستان اصلاح خواهد شد.
حسن ایمانی@};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 10:30

یاد یه شعر تو دوران دبیرستان افتادم که در مورد مادر بود قشنگ بود خسته نباشید @};-


@مریم مقدسی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:35

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام مریم عزیز.
بی نهایت ممنونم از حضورت
حسن ایمانی@};-


نام: علي طرهاني نژاد کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 11:14

نمایش مشخصات علي طرهاني نژاد سلام

1- داستان، همان شعر (قلب مادر) ایرج میرزاست. (موضوع تکراریه).

2- آخر داستانو احساس می کنم خیلی سرسری رد شد.

3- دیالوگ آخره دختره انگار ترجمه ی دیالوگ یک داستان خارجیه. (و اگرم فارسی بود، نباید دختره چنین واکنش تندی رو نشون میداد. منطقی نیست).

4- کلیشه ایی نیست. (خوبه)

5- دیالوگ ها به غیر از یکی مونده به آخری همه خوبن.

6- هیجانی در داستان موج میزنه که ظاهرا به خاطره نام داستانه.

با تشکر.


@علي طرهاني نژاد توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:36

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام علی جان.
تذکرات و نکات بند بندت خوبه.
ممنونم ازت
حسن ایمانی@};-


نام: فرزانه بارانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 13:32

نمایش مشخصات فرزانه بارانی زیبا بود
سبک دیالوگ به کارتون زیبایی و تنوع داده
در مورد خط اخر با نظر آقای سعید .س موافقم


@فرزانه بارانی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 15:37

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام فرزانه عزیز.
درسته . اصلاح میشه حتما.
منم با پیشنهاد سعید موافقت کردم.
بی نهایت از شما سپاسگذارم
حسن ایمانی@};-


نام: میرحسن علوی   ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 16:18

خسته نباشی جناب ایمانی . درود


@میرحسن علوی توسط حسن ایمانی Members  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 16:23

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و صد درود جناب علوی.
از حضورتون ممنونم.
حسن ایمانی@};-


نام: سیدجوادحسینی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 18:48

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی سلام
خیلی قشنگ بود;)


نام: آرش شهنواز کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 21:07

نمایش مشخصات آرش شهنواز سلام حسن جان. قوی بود. زنده باشی


نام: فرشته شهرابی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 00:02

نمایش مشخصات فرشته شهرابی سلام
استاد ما همیشه میگه وقتی به یه جایی تو داستان میرسی و میخای خودت تموم کنیش اون چیزی در نمیاد که باید در بیاد
تو داستان شما من دقیقا همین حس رو داشتم
موفق باشید@};-


نام: مسلم نوری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 4 شهريور 1392 - 00:18

نمایش مشخصات مسلم نوری سلام
آقای ایمانی با توضیحی که در مورده نوشتهاتون دادید و سبکی که دارید ادامه میدید میشه گفت زیبا و دلنشین بود.ممنون


نام: علی خدادادیان کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 شهريور 1392 - 12:37

نمایش مشخصات علی خدادادیان سلام.
داستان متفاوتی با بقیه ی داستاناتون بود.
درباره نظر دوتا از دوستان باید بگم که به هیچ وجه ارتباط معنایی با شعر قلب مادر ایرج میرزا نداره.
داستان بعد از خوندنش هنوز هم حرفی واسه گفتن داره و این یعنی تأثر قوی اثر.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.