داغ....

دامن ِ پُر چینِ قرمز رو از توی بقچه درآورد و با ذوق تنش کرد , امروز پیراهن ِ نو نپوشید ؛ ترسید از صدایِ غُرغُر مادرش که تا دخترک لباس نوهایش را میپوشید مدام میگفت : "داری شبیهِ بچه شهری ها قِرتی میشی , زود باش آفتاب اومده وسطِ آسمون"
روسری سبز رنگ را پشت گردنش گره کرد و راه افتاد...
پیش خودمان بماند اما دلش قَنج میرفت برای پسرکِ حاج ناصر،
پسری که شاید تا جوانی اش چیزی نمانده بود...
هر روز مسیرش را دورتر میکرد تا از کنارِ زمین حاج ناصر رد شود و نگاهی از روی شیطنتِ دخترانه به پسرک بندازد...
دخترکی که هنوز از زنانگی چیزی نمیدانست...
هربار که به پسرک نگاهی می انداخت و نگاهشان به هم گره میخورد ؛ پسرک لبخندی می زد و سرش را پایین می انداخت که گویی دخترک را ندیده ؛ جوان بود دیگر،شرم داشت...
ولی دخترک همین نگاه برایش کافی بود تا هر روز صبح او را با ذوق راهی کند...
یک روز...
دخترک با همان ذوق راهی شد...
ولی...
پسرک نبود...
فردا شد ، باز نبود...
روزها از پی هم می گذشتند و پسرک نبود...
بعد ها شنید پسرِ حاج ناصر به جبهه رفته...
هنوز دوسش داشت ولی...
دخترک بود دیگر ، رویایی داشت در سر
به خیالِ خوش منتظرِ پسرک بود...
سال ها گذشت و باز نیامد...
حالا بعدِ بیست و هشت سال تنها یادگار از پسرک یک چیز است...
تنها یک چیز که دخترک هربار با دیدنش داغی بر سینه اش میکوبد...
تنها یک نام...
نامِ کوچه ای که دخترک در آن زندگی میکند ،
کوچه ی شهید ..........

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.8 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

محمد رضا حکمی شلمزاری ,علی مسیح ,حسین ابراهیمی ,سمانه ,محمد کاشانی ,آیدا آرین ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مهشید نقی پور (12/4/1392),علی مسیح (13/4/1392),حسین ابراهیمی (13/4/1392),محمد کاشانی (13/4/1392),میثم زارع (13/4/1392),امیر جعفری (13/4/1392),نازنین کریمی (13/4/1392),جلال صابری نژاد (14/4/1392),رضاهمابون (14/4/1392),فرشته شهرابی (15/4/1392),سید مجتبی موسوی (15/4/1392),لیلی خوش گفتار (15/4/1392),بیژن کیا (16/4/1392),سیدجوادحسینی (18/4/1392),سیدجوادحسینی (18/4/1392),سمانه (19/4/1392),علی مبینی (29/4/1392),علیرضا جداخانی (3/5/1392),حسین خسروجردی خسرو (4/7/1393),شیدا محجوب (19/7/1393),آزاده اسلامی (16/11/1393),داريوش فتاحي (31/6/1395),

نقطه نظرات

نام: پریسا پورمهابادیان   ارسال در پنجشنبه 13 تير 1392 - 06:50

خیلی زیبا بود@};-


نام: حسین ابراهیمی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 13 تير 1392 - 08:46

سلام
جذاب و قشنگ بود


نام: زینت شفیعی   ارسال در پنجشنبه 13 تير 1392 - 10:22

موفق باشید. داستان خوبی بود.


نام: نازنین کریمی   ارسال در پنجشنبه 13 تير 1392 - 21:10

قشنگ بود:)


نام: جلال صابری نژاد کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 تير 1392 - 09:55

نمایش مشخصات جلال صابری نژاد سلام
ورودتون را به سایت داستانک تبریک می گم

داستانک روان و زیبایی خواندم و پر احساس

مهمان باغ دفتر من هستید منتظر حضور سبزتان هستم
ارادتمند صابری @};-


نام: رضاهمابون کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 تير 1392 - 18:15

نمایش مشخصات رضاهمابون سلام مهشید خانم !با استفاده از چند جمله ی کوتاه حس زیبا وبزرگی را منتقل کرده اید . زیبا بود ! یاحق!


@رضاهمابون توسط مهشید نقی پور Members  ارسال در جمعه 14 تير 1392 - 23:29

نمایش مشخصات مهشید نقی پور فکر میکنم جمله های کوتاه کوتاه بیشتر خواننده رو علاقه مند به خوندن ِ نوشته میکنه :)
ممنون


نام: فرشته شهرابی کاربر عضو  ارسال در جمعه 14 تير 1392 - 00:43

نمایش مشخصات فرشته شهرابی عالی بوددد


نام: محمد رضا حکمی شلمزاری   ارسال در یکشنبه 16 تير 1392 - 15:05

سلام و درود
دیدی گفتم شما نویسنده ای قهار هستید . این نظر را در داستان قبلی دادم بدون اینکه این داستانتونو خونده باشم . این داستان در مقایسه با اولی مثل مقایسه ی شعرهای احمد عزیزی با حافظ است .
این داستان ،همه چیز تمام بود و مو لای درزش نمی ره .
منتظر داستان بعدی هستم ناجور .


نام: حسین سلطانی   ارسال در یکشنبه 16 تير 1392 - 21:59

زیبا زیبا زیبا :)


@حسین سلطانی توسط مهشید نقی پور Members  ارسال در دوشنبه 17 تير 1392 - 15:13

نمایش مشخصات مهشید نقی پور مرررسی مرررسی مررررسی :)


نام: سیدجوادحسینی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 17 تير 1392 - 00:08

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی داستان جذاب و غافلگیر کننده ای بود
موفق باشید@};-


@سیدجوادحسینی توسط مهشید نقی پور Members  ارسال در دوشنبه 17 تير 1392 - 00:57

نمایش مشخصات مهشید نقی پور ممنون :)


نام: علی مبینی کاربر عضو  ارسال در جمعه 28 تير 1392 - 00:50

نمایش مشخصات علی مبینی افرین هر سه تا دل نوشته ات رو خوندم لذت بردم قلمت جاویدان


@علی مبینی توسط مهشید نقی پور Members  ارسال در شنبه 29 تير 1392 - 14:46

نمایش مشخصات مهشید نقی پور ممنون :)



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.