مادرم

اشک های آسمان گونه هایم را نوازش میکند گویی آسمان نیز همچون دل من غمبرک زده صدای خرد شدن برگ های پاییزی زیر پاهایم که همچون موسیقی دلنشینی است دردهایم را تسکین میدهد در این لحظه با صدای پسرک 9 ساله ام محسن به خودم می آیم که میگوید: مامان رسیدیم من دیگه باید برم دوست دارم خداحافظ
گونه های پسرم را میبوسم و راهی کارگاه خیاطی نرگس خانوم میشوم
**
برپا صدای نماینده ی کلاس است که بچه ها را متوجه حضور معلم میکند
معلم با بی حوصلگی به بچه ها میگوید: دفتر نقاشیتان را در بیاورید و نقاشی بکشید که یکی از بچه ها دستش را بلند میکند و میگوید: اجازه آقا چی بکشیم؟
که معلم میگوید : نمیدونم هر چی که دوست دارید
بچه ها مشغول کشیدن میشوند و بعد از گذشت نیم ساعت بچه ها یکی یکی دفترهایشان را روی میز میگذارند و معلم مشغول نگاه کردن نقاشی ها میشود و به اکثر بچه ها 20 میدهد آخرین دفتر را باز میکند اما همینکه چشمش به نقاشی می افتد با تعجب محسن را صدا میزند که پیشش برود محسن با گام هایی لرزان پیش معلم می رود معلم میگوید : این چیه که کشیدی ؟ و محسن پاسخ می دهد که : اجازه آقا شما گفتین هرچی که دوست داریم بکشیم منم چهره ی زندگی خودمون رو کشیدم معلم میگوید : ولی این که جز سیاهی چیزی نیست محسن: اجازه آقا مامانم همیشه میگه بابام زندگیمون رو مثل ذغال بساطش سیاه کرده در این لحظه نگاه معلم بر سیاهی دفتر خشک میشود.....
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 18 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مریم مقدسی ,سیدادریس حسینی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

فرزانه باران (22/4/1392),بهار زرافشان (22/4/1392),سیدجوادحسینی (22/4/1392),محمد کاشانی (22/4/1392),حسن ایمانی (22/4/1392),سیدادریس حسینی (22/4/1392),سنامحمودی (23/4/1392),فهيمه مهدوي (23/4/1392),سید طه صداقت کشفی (24/4/1392),مریم مقدسی (24/4/1392),سیدجوادحسینی (24/4/1392),سنا سبحاني (24/4/1392),سید طه صداقت کشفی (25/4/1392),حسن ایمانی (25/4/1392),سیدجوادحسینی (26/4/1392),سیدجوادحسینی (26/4/1392),ابوالحسن اکبری (27/4/1392),مریم صفاری (4/5/1392),محمد صادق محمدی (11/5/1392),امیر ولا (23/5/1392),محمد جواد مخبریان نژاد (20/10/1393),سیدجوادحسینی (8/2/1394),سید طه صداقت کشفی (11/6/1394),سیدجوادحسینی (7/7/1396),

نقطه نظرات

نام: فرزانه باران کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 13:07

نمایش مشخصات فرزانه باران زیبا بود اما تلخ
موفق باشید


@فرزانه باران توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 14:22

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی از حضورتون سپاسگزارم


نام: بهار زرافشان کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 13:41

نمایش مشخصات بهار زرافشان کلمات رو خوب میچینی...
یکم هم ب ما یاد بده:D
عالی بود


@بهار زرافشان توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 14:21

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی از لطفتون ممنونم


نام: مریم حسین پور   ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 13:51

سلام
خیلی عالی بود یکی از داستان های منم درمورد خیاطه که اتفاقا اسم اونم نرگسه@};-


@مریم حسین پور توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 14:19

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی مرسی از حضورتون


نام: محمد کاشانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 15:59

زیبا بود


@محمد کاشانی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 16:58

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی ممنونم


نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 22 تير 1392 - 18:18

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام
آفرین جواد عزیز. آفرین
چه حس قشنگی در انتهای متنت بود. مرسی
اما خب یه خورده کلمات نیاز به ویرایش داره. منتها خوب شورع کردی و خوب به نتیجه رسوندی. فقط درونشو ویرایش کن
مرسی
حسن ایمانی@};-


@حسن ایمانی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در یکشنبه 23 تير 1392 - 10:43

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی از حضورتون سپاسگزارم


نام: سنامحمودی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 23 تير 1392 - 13:39

نمایش مشخصات سنامحمودی می تونست قسمت دوم کوتاه تر می بود
آخه نیازی به کشش نداره مثلا اگر من بودم می نوشتم «موضوع نقاشی آزاد بود اما او نمی دانست چه بکشد با لبان خشکیده و صورت زردش به معلم گفت : آقا چه بکشیم ؟ - هرچه دوست داری بکش
دفترش را سیاه کرد و به معلم داد - این دیگر چیست محسن ؟ - آ .. آقا اجازه ؟ زندگیمان چهره ی سیاه زندگیمان آخه مامانم همیشه میگه پدرم با همون زغال های بساطش زندگیمان را سیاه کرده است . معلم روی دفتر گوهر عشق را ریخت و قطره ی اشکش قطره ای سیاهی را پاک کرد . »
راستی سلام


@سنامحمودی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در یکشنبه 23 تير 1392 - 14:07

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی از حضور و نظرتون ممنونم


نام: سید طه صداقت کشفی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 24 تير 1392 - 11:40

درود
آفرین آفرین آفرین
زیبا بود با توجه به سنتون خیلی زیبا ست...


@سید طه صداقت کشفی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در دوشنبه 24 تير 1392 - 13:58

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی از حضور ولطفتون سپاسگزارم


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 24 تير 1392 - 11:45

آفرين پسر عالي بود @};- @};-


@مریم مقدسی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در دوشنبه 24 تير 1392 - 13:57

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی مرسی شما لطف داریدjavascript:void(0);


نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 25 تير 1392 - 17:59

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام بر سد جواد عزیز.
قلمت ‍‍جاویدان.
طرحی در پیش گرفتم که دوست داشتم دوستان نویسنده در این سایت هم بنده را همراهی کنند. این طرح کتابی خواهد بود به نام " صد داستان کوتاه بیست خطی!" تمایل بنده این است که همه دوستان در این اثر سهیم باشند. حال از شما فرهیخته عزیز دعوت میکنم که اگر تمایل داشته باشید، برایم کار بفرستید و پس از نقد و ویرایش نهایی، آن اثر را در این مجموعه ثبت کنیم. نکات قابل توجه:
1... این داستان های کوتاه حتما باید حاوی پیام و یا نکته ای نغر و حکمت آموز باشد.
2... سهمیه هر فرد پنج داستان کوتاه در این اثر خواهد بود.
3... هیچ دخل و تصرفی در داستان ها صورت نخواهد گرفت مگر نقدی که به اطلاع خود شما خواهد رسید.
4... نام نویسنده داستان و مشخصات دقیقش " نام:... شهرت:...کشور:... شهر:.. سن:..." در انتهای داستان به ثبت خواهد رسید.
5... داستانها باید زیر بیست خط نوشته شود.
منتظر آثارتون هستم.
حسن ایمانی " نویسنده و عضو اهل قلم ایران"


نام: علی مبینی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 26 تير 1392 - 14:27

نمایش مشخصات علی مبینی با سلام سید جان هنرمندانه حس مخاطب رو درگیر کردی فقط اون دیالوگ مخصوصا معلم یکم جنبه شعارگونه داشت مثلا خیلی راحت می تونست بگه چرا دفترتو سیاه کردی؟
موفق باشی منتظر نوشته های بعدی توام


@علی مبینی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در چهار شنبه 26 تير 1392 - 14:38

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی سلام
از حضورتون ممنونم


@علی مبینی توسط سیدجوادحسینی Members  ارسال در چهار شنبه 26 تير 1392 - 14:38

نمایش مشخصات سیدجوادحسینی سلام
از حضورتون ممنونم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.