من . . .

از صبح پا پیچم شده بود و گیر داده بود ولش کن.هر بار بهش سرکوفت و غرولند می کردم که و درخواستش رو رد می کردم اما با انواع و اقسام مختلف و به قول معروف با کلک رشتی می خواست که قبول کنم اما باز موفق نمی شد. بابا با چه زبونی حالیت کنم نمی تونم قبول کنم از روزی که قول دادم نمی تونم زیر قولم بزنم تو رو جون هر کسی دوست داری ولم کن !!
....
...
..
با صدای دلنشین اذان روی لب حوض نشستم و مشتی آب برداشتم و به صورتم زدم و در ادامه وضو گرفتم برای ادای فریضه نماز حالا دیگه چیزی نمی گفت و انگار گم شده بود ... لبخندی بر لبم نشست و رفتم برای نماز اول وقت ...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

7

ابوالحسن اکبری ,زهرابادره ,اذرمهرصداقت ,علیرضا لطف دوست ,شهره کبودوندپور ,م.فرياد ,م.ماندگار ,


این داستان را خواندند (اعضا)

علیرضا لطف دوست (15/3/1394),ابوالحسن اکبری (16/3/1394),ف. سکوت (16/3/1394),شهره کبودوندپور (16/3/1394),زهرابادره (16/3/1394),الهه سلیمی (16/3/1394),م.ماندگار (16/3/1394),الف.اندیشه (16/3/1394),آرمیتا مولوی (16/3/1394),شهره کبودوندپور (16/3/1394),م.فرياد (16/3/1394),سید علی الحسینی (16/3/1394),احمد دولت آبادی (16/3/1394),شهره کبودوندپور (16/3/1394),الف.اندیشه (16/3/1394), ک جعفری (17/3/1394),ب-اسدی (17/3/1394),اذرمهرصداقت (17/3/1394),رضا فرازمند (17/3/1394),زهرابادره (18/3/1394),شیدا محجوب (20/3/1394),آرش پرتو (23/3/1394),شهره کبودوندپور (24/3/1394),زهرابادره (24/3/1394),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 خرداد 1394 - 07:56

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام .درود.@};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 خرداد 1394 - 09:58

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور لگد زدن به شیطان
زیبا و در لفافه
داستان خوبی بود و خوبتر اینکه کوتاه بود@};-


نام: الهه سلیمی کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 خرداد 1394 - 11:24

نمایش مشخصات الهه سلیمی کاش جور دیگه مینوشتید


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 خرداد 1394 - 11:50

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام
قشنگ بود @};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 خرداد 1394 - 13:03

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام

درگیری با شیطان درونی موضوع همیشگی انسان.

خسته نباشید.@};-


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 خرداد 1394 - 09:34

سلام @};-
قشنگ بود@};- @};- @};-
ولي ميشد بيشتر روش كار كرد:)
ايستاده شيطان
بر بلنداي ايمان
و بي رحمانه مي نگرد
هبوط مرا در كفر
چه زيبا مي شود اين عجوزه گاهي
چه مهربان مي شود دل سنگش
و چه مكرها مي كند اين شب زليخايي...
آي... آفريننده!
مرا درياب!
گرچه قلب نحيفم
از تبار يوسف نيست...(م.فرياد)


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 خرداد 1394 - 22:17

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 17 خرداد 1394 - 22:36

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا@};- @};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.