وقتی برای عاشقی ......

صابر خوشبین صفت:
وقتی برای عاشقی .....


گلدان را درون پنجره گذاشت و کمی به گلها آب داد .
گلها جان تازه ای گرفتند .
شاخه ای از گلهای رز در آورد و چند بار بو کرد .
شاخه ی گل را کنار تخت همسرش گذاشت و آماده شد که برود اما انگار دوست داشت هنوز هم بماند و ......

که در باز شد و کسی را که فکرش را هم نمی کرد ، وارد شد .
مثل تمام سالهای پیش که هر دوتای آنها به نوعی از هم فاصله گرفته بودند باز هم قهر و فاصله و رابطه ای که هیچ کدام مایل به شکستن آن نبودند .
اختلافی که از اول زندگی و ازدواج و با شروع دخالتهای زن عمویش شروع شده بود .
آرش به کنار پنجره رفت و زن عمو پروانه اش هم به بالای سر دخترش "مهسا" که در حال خواب بود .
زن عمو چند دقیقه ای ایستاد و بعد از گذاشتن میوه ها کنار تخت ، صورت دخترش را بوسید و رفت .
آرش به کنار تخت همسرش رفت و نگاهی به او کرد .
برگه ای از جیبش درآورد و چیزهایی در آن نوشت .
برگه را بین گلهای رز گذاشت ، دستی به موهای مهسا کشید و از اتاق بیرون رفت .
چند ساعت بعد مهسا از خواب بیدار شد و نگاهی به دور و برش کرد .
با دیدن گلهای رز ، به یاد آرش افتاد .
دستی به گلها کشید و برگه را دید .
آن را باز کرد و خواند :



چگونه می شود رفت ؟
تو تنها می شوی
این شهر
این خیابان
این خانه
این پنجره
و صدای سوت قطار ......
نه نه
نمی شود
تو باید بمانی .

پایان

صابر خوشبین صفت
اهواز :28شهریور1396
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

6

"صابرخوشبین صفت" ,پیام رنجبران(اکنون) ,ف. سکوت ,پریناز.ک ,نرجس علیرضایی سروستانی ,کوثر علیزاده ,


این داستان را خواندند (اعضا)

"صابرخوشبین صفت" (31/6/1396), زینب ارونی (31/6/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (1/7/1396),کوثر علیزاده (1/7/1396),م.ماندگار (2/7/1396),پیام رنجبران(اکنون) (4/7/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (4/7/1396),محمد حشمتی فر (5/7/1396),ف. سکوت (8/7/1396),پریناز.ک (29/7/1396),

نقطه نظرات

نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در شنبه 1 مهر 1396 - 16:14

نمایش مشخصات کوثر علیزاده خش خش....


@کوثر علیزاده توسط "صابرخوشبین صفت" Members  ارسال در چهار شنبه 5 مهر 1396 - 01:44

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" @};-


نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در شنبه 1 مهر 1396 - 16:15

نمایش مشخصات کوثر علیزاده خش خش....


@کوثر علیزاده توسط "صابرخوشبین صفت" Members  ارسال در چهار شنبه 5 مهر 1396 - 01:45

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" @};-


@کوثر علیزاده توسط "صابرخوشبین صفت" Members  ارسال در چهار شنبه 5 مهر 1396 - 01:45

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت"


نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در شنبه 1 مهر 1396 - 16:20

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام بر شما جناب خوشبین صفت.پاییز فصل عشق و مهربانی را به شما تبریک می گویم.مانند همیشه زیبا و دلنشین.درود بر شما و قلمتان.در فصل نارنجی و زرد رنگ پاییز آرزو می کنم سبز باشید.@};-
خش خش ...
صدای پای خزان است
یک نفر در را به روی حضرت پاییز...
وا کند...
پاییز عاشق است


@کوثر علیزاده توسط "صابرخوشبین صفت" Members  ارسال در چهار شنبه 5 مهر 1396 - 01:44

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام و درودها
به بانو علیزاده
سپاس از شما و حضور گرم و شعر زیبای پاییز
سبز باشید .@};- @};- @};-


@"صابرخوشبین صفت" توسط کوثر علیزاده Members  ارسال در شنبه 8 مهر 1396 - 21:20

نمایش مشخصات کوثر علیزاده @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 4 مهر 1396 - 08:54

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام
در خط پنجم: اين همه نقطه "......" معنايي نداره و بهتره سه نقطه باشه.
موفق باشيد


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط "صابرخوشبین صفت" Members  ارسال در چهار شنبه 5 مهر 1396 - 01:41

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام
درود بر شما
گداشتن نقطه به معنای این است که گفتگو یا بحث و جمله هنوز ادامه دارد و تمام نشده است .
گذاشتن 3 نقطه برای چیزهای مبهم است ولی ادامه و بحث می تواند بیشتر باشد .
سبز باشید .@};- @};- @};-


نام: پریناز.ک کاربر عضو  ارسال در جمعه 28 مهر 1396 - 01:04

نمایش مشخصات پریناز.ک delneveshte? like alot



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.