مسافر قطار




صدای سوت قطار و مسافری که باز هم جا مانده است .
بار اول نیست که به قطار نمی رسد و بارها و بارها این صحنه برایش تکرار شده است .
چمدانش را به دست می گیرد و از ایستگاه بیرون می زند .
مسیر قطار را می گیرد و به راهش ادامه می دهد .
یکی دو ساعتی که راه می رود خسته می شود و بر روی جاده ی قطار می نشیند .
چند لحظه بعد صدای سوت قطاری از دور او را متوجه می کند و بلافاصله از جاده فاصله می گیرد و به راهش ادامه می دهد .
بیشتر مردم شهر او را می شناسند و خیلی از روزها برنامه ی زندگی او به این صورت می گذرد .
از وقتی که از شرکت راه آهن بازنشسته شد دیگر نتوانست در خانه بنشیند و بیشتر وقت و زندگیش را در ایستگاه و کنار قطارها می گذراند .
امروز هم مثل روزهای دیگر گذشت و با تاریک شدن هوا ، او راه خانه را در پیش نمی گیرد و به ایستگاه متروکی که در کنار راه آهن است می رود و شب را در آنجا سپری می کند .

صابر خوشبین صفت
اهواز : 8تیر1396
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

سعید بیک زاده ,نرجس علیرضایی سروستانی ,"صابرخوشبین صفت" ,حمیدرضا محدثی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سعید بیک زاده (11/4/1396),ابوالحسن اکبری (11/4/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (11/4/1396),"صابرخوشبین صفت" (12/4/1396),حمیدرضا محدثی (12/4/1396),رضا فرازمند (18/4/1396),مسعود برزام (20/4/1396),

نقطه نظرات

نام: سعید بیک زاده کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 11 تير 1396 - 09:02

نمایش مشخصات سعید بیک زاده سلام دوست ارجمند و گرامی ام.این داستان و داستان سرزمین افسانه ای را خواندم.هر دو زیبا و راوی دردهای عمیق و سردرگمی های جامعه بلا زده ما هستند.چه میشود کرد، مائیم و پرسشهای همواره بی جواب ،
زخم هایی که انگار هرگز مرهمی نخواهند یافت و هنجار هایی که تا ابد چون زنجیری بر گُرده مان سنگینی خواهد کرد...درود بر شما.


@سعید بیک زاده توسط صابرخوشبین صفت   ارسال در دوشنبه 12 تير 1396 - 23:56

سلام
درودها بر شما
دردهای پنهان زیادی در جوامع امروزی ما وجود دارد که نمی توان به راحتی چشم بر روی آنها بست و بنظرم باید با زبان قلم و نوشتن این دردها را انعکاس داد .
سپاس از شما
سبز باشید .
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: سعیده پهلوان کندر شریفی کاربر عضو  ارسال در شنبه 17 تير 1396 - 17:25

نمایش مشخصات سعیده پهلوان کندر شریفی آخی خیلی دلم براش سوخت:( :( :(
خیلی زیبا و تاثیر گذار نوشتید. موفق باشید


@سعیده پهلوان کندر شریفی توسط صابرخوشبین صفت   ارسال در شنبه 17 تير 1396 - 20:13

سلام
سپاس از حضور سبزتان و سپاس که خواندید و پسندیدید .
سبز باشید .
@};- @};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند   ارسال در یکشنبه 18 تير 1396 - 22:51

سلام

زیبا
زیبا@};-


@رضا فرازمند توسط صابرخوشبین صفت   ارسال در یکشنبه 18 تير 1396 - 00:26

سلام و درودها
بر شما جناب دکتر فرازمند عزیز
زنده باشید .@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.