آرزوی حیوانات جنگل

طبق معمول جلسه هفتگی حیوانات جنگل در خانه شیر برگزار شد . موضوع جلسه این هفته : آرزوی شما چیست؟
شیر در ابتدا سخنرانی طولانی ای کرد و بعد آرزویش را گفت.
شیر گفت : آرزو دارم سلطنت تمامی جنگل ها را در دست بگیرم .
روباه گفت : اگر جناب شیر به آرزویشان رسیدند مرا نیز وزیر خود گردانند .
تمامی حیوانات فقط پاچه خواری کردند و آرزوی واقعیشان را نگفتند .
فقط گوسفند ساده دل آرزویش را نگفته بود ، شیر هم که ازین همه پاچه خواری و تعریف کیف کرده بود رو به گوسفند کرد و گفت : آرزوی تو چیه ؟
گوسفند که در فکر عمیقی فرو رفته بود ، به آرامی سرش را بالا آورد و گفت : دوست دارم من رو وارد زمین چمن ورزشگاه نیو کمپ کنند تا یک دل سیر از اون چمن ها بخورم ...
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.8 از 5 (مجموع 41 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

شهریار شفا ,اکرم حیدری ,نسرین انتظاری ,حمید محسنی ,دانیال طاهری ,زهرا رهنما ,مهساعبدلی ,سیدحمیدرضا حصیبی ,زهرا نازاریان دهرودی ,مریم مقدسی ,سعید فراهانی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

امیرعباس وحید‍پور (20/11/1391),سید مجتبی حسینی (20/11/1391),دانیال طاهری (20/11/1391),دانیال طاهری (20/11/1391),امیر فروردین (21/11/1391),لیلا فام (رها نفس) (21/11/1391),میر حسن علوی (21/11/1391),ایمان صفائیان (21/11/1391),نسرین انتظاری (22/11/1391),محمد رضا حکمی شلمزاری (23/11/1391),اکرم حیدری (25/11/1391),شهریار شفا (25/11/1391),اکرم حیدری (26/11/1391),امیر مسعود میرباقری (28/11/1391),حسین آزادی (29/11/1391),سید مجتبی حسینی (30/11/1391),اکرم حیدری (2/12/1391),اکرم حیدری (19/12/1391),نسرین انتظاری (26/12/1391),ابوالحسن اکبری (4/1/1392),محمد رضا حکمی شلمزاری (5/1/1392),تکتم سراجی کرمانی (30/2/1392),مریم حسین پور (5/3/1392),سید مجتبی حسینی (5/3/1392),سیدحمیدرضا حصیبی (6/3/1392),سید مجتبی حسینی (7/3/1392),مهساعبدلی (8/3/1392),زهرا نازاریان دهرودی (9/3/1392),جلال شکوهی (9/3/1392),حمید محسنی (10/3/1392),مهساعبدلی (14/3/1392),مهساعبدلی (15/3/1392),سید مجتبی حسینی (18/3/1392),سید مجتبی حسینی (18/3/1392),نیلوفر روشن (18/3/1392),مریم مقدسی (18/3/1392),مهساعبدلی (18/3/1392),سعید فراهانی (25/3/1392),مهساعبدلی (26/3/1392),بهار زرافشان (24/5/1392),نرگس سراجیان تهرانی (1/11/1392),

نقطه نظرات

نام: حمید محسنی کاربر عضو  ارسال در جمعه 20 بهمن 1391 - 21:07

نمایش مشخصات حمید محسنی سلام جناب حسینی
داستان هایتان غافلگیر کننده است .در واقع این روش شماست...اما این نباید سبب تناقض بشه،صدر داستان شما در بارهی تکبر یک شیر است ظاهرا میپسندید که در انتها آرزوی ************ یک آرزوی آرمان باشد به نظر این ترکیب یک لطیفه و یک داستان است تا یک داستان کامل !!!!
نویسنده باشید


@حمید محسنی توسط سید مجتبی حسینی Members  ارسال در جمعه 20 بهمن 1391 - 21:20

نمایش مشخصات سید مجتبی حسینی سلام.بنظر نمیرسه تناقضی در داستانم باشه.
گ و سفندی در نهایت سادگی و بدون توجه به شیر حرف دلش را زده در واقع کنایه به افرادی است که رئیسشان را خدای خود می دانند ...
تشکر از توجهتون آقای محسنی


نام: محمد رضا حکمی شلمزاری کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 23 بهمن 1391 - 19:39

نمایش مشخصات محمد رضا حکمی شلمزاری سلام و درود آقای حسینی
همین چند روز بیش ، در مدرسه جلسه ی علت افت تحصیلی داشتیم و اینکه چرا دانش آموزان درس نمی خونن؟
طرف شروع کرده به مشتری جستن برا گردوهاش .


@محمد رضا حکمی شلمزاری توسط سید مجتبی حسینی Members  ارسال در چهار شنبه 25 بهمن 1391 - 18:56

نمایش مشخصات سید مجتبی حسینی سلام آقای شلمزاری
آره بعضیا تو جمع اینطورین و فقط دنبال منافع خودشونن ولی من منظورم چیز دیگه ای بود


نام: اکرم حیدری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 بهمن 1391 - 09:08

نمایش مشخصات اکرم حیدری بعد شیر گفت باشه و به ************ گفت برو لباس خشگلاتو تنت کن تا آرزوتو برآورده کنم و به وزیرش گفت برو موتورو روشن کن...
فردا صبح همه حیوونا برای عرض ادب خدمت شیر رسیدند و دیدند ی ‍‍‍‍قالیچه ی کوچیک جلو توالت خونه شیر ‍‍‍وجود داره که ی شباهتایی به ************ داره


نام: اکرم حیدری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 بهمن 1391 - 09:09

نمایش مشخصات اکرم حیدری بعد شیر گفت باشه و به ************ گفت برو لباس خشگلاتو تنت کن تا آرزوتو برآورده کنم و به وزیرش گفت برو موتورو روشن کن...
فردا صبح همه حیوونا برای عرض ادب خدمت شیر رسیدند و دیدند ی ‍‍‍‍قالیچه ی کوچیک جلو توالت خونه شیر ‍‍‍وجود داره که ی شباهتایی به ************ داره


نام: اکرم حیدری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 25 بهمن 1391 - 09:09

نمایش مشخصات اکرم حیدری چرا نظر من این شکلی ثبت شد؟


@اکرم حیدری توسط سید مجتبی حسینی Members  ارسال در چهار شنبه 25 بهمن 1391 - 18:54

نمایش مشخصات سید مجتبی حسینی سلام خانم حیدری باید بعضی کلمات که ********** دارند رو جدا جدا نوشت.مثل گ و سفند


نام: حسین آزادی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 29 بهمن 1391 - 23:32

نمایش مشخصات حسین آزادی جالب بود @};-


نام: محمد رضا حکمی شلمزاری   ارسال در یکشنبه 4 فروردين 1392 - 00:04

سلام و درود
از تعجب خانم حیدری منم از تعجب شاخ در اوردم که چرا تعجب کرده که این گونه نظرش ثبت شده !!
واقعا آدم یک چیزایی می بینه که شاخ چیه ؟ ریش و بشم چوبی درمیاره به قول نه نه بزرگم .
ببین به چه روزگاری و مرضی گرفتار شدیم که اسم حیوونا جنگل هم ************ و حذف میشن و ای بدا به حال ما که مرگ و مردن برایمان عروسی است !!!


نام: مریم حسین پور   ارسال در یکشنبه 5 خرداد 1392 - 19:52

فکر می کنم داستان کامل نبود به خاطر همین خواننده دچار تناقض میشه در واقع بین آرزوهای بقیه و************ یه تفاوتی باید باشه فکر میکنم می خواین اینو بگین که هرکی ساده است میگن ************ه درسته؟


نام: نیلوفر روشن کاربر عضو  ارسال در شنبه 18 خرداد 1392 - 19:41

نمایش مشخصات نیلوفر روشن :D باحال بود


@نیلوفر روشن توسط سید مجتبی حسینی Members  ارسال در شنبه 18 خرداد 1392 - 19:41

نمایش مشخصات سید مجتبی حسینی ممنون



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.