من يك مردم!

خون بر گونه هايم جاري شد.
ياد بچگي هايم افتادم چه كسي حق مرا ضايع ميكرد؟علي وقتي عروسكامو خراب ميكرد يا معلم وقتي بين من و دوستام فرق ميذاشت ؟شايدم بچه هاي نيمه اولي هميشه از اونا بدم ميومد چون خيلي خوش شانس بودن
اب خنكي بر گونه هايم پاشيده شد.باورم نميشد اينقدر ضعيف باشم كه ااز هوش رفته باشم
بوي گند سيگار فضاي اتاق را پر كرده بود صداي خنده ي وحشتناكش به گوش ميرسيد :پاشو ضعيفه.دهه فك نميكردم اينقدر ضعيف باشي واقعا كه اين اسم برازندته ((ضعيفه))
قدرت جواب دادن نداشم
اما به به ارامي روي پاهايم ايستادم
صداي خنده اش قطع نميشد: اما اسم منم برازندمه((مرد))ببين چه اسم قشنگي من يك مردم پس هر وقت دلم بخواد ميتونم كتكت بزنم تو هم حق نداري تو روي من بايستي چون من مردم!الن تنها او بود كه حق مرا ضايع ميكرد تنها او به صورتش خيره شدم و با تمام قدرتم گفتم
((پس تف به غيرت هرچي مرد مثل تو))
خنده اش قطع شد نميدانستم منظورم را فهميد يا نه اما به ارامي راهش را كشيد و رفت

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 9 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

فاطمه خجسته سالكويه ,سامان سعیدی ,سنامحمودی ,سنا سبحاني ,جلال صابری نژاد ,مریم مقدسی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سنامحمودی (21/3/1392),سنا سبحاني (22/3/1392),مهساعبدلی (22/3/1392),بی بی فردوس سید آسیابان (22/3/1392),مریم موسوی (22/3/1392),مریم مقدسی (22/3/1392),جلال صابری نژاد (23/3/1392),مریم مقدسی (23/3/1392),پ صداقت (23/3/1392),سامان سعیدی (23/3/1392),نیلوفر روشن (24/3/1392),مریم مقدسی (25/3/1392),فاطمه خجسته سالكويه (26/3/1392),مریم موسوی (27/3/1392),محمد رضا حکمی شلمزاری (28/3/1392),فاطمه خجسته سالكويه (28/3/1392),نیلوفر روشن (6/4/1392),فهيمه مهدوي (28/4/1392),علیرضا جداخانی (29/4/1392),سنا سبحاني (2/6/1392),ساجده حیدری (13/6/1392),سنا سبحاني (27/8/1392),حمیدرضا حسینی (17/11/1392),هستی مهربان (1/4/1393),

نقطه نظرات

نام: sana   ارسال در سه شنبه 21 خرداد 1392 - 21:32

عالی بود


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1392 - 08:19

می خوام نباشن همچین مردایی که با دست بلند کردن زنها فک می کنن مردن عالی بود خسته نباشی @};- @};-


نام: مریم موسوی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1392 - 18:37

نمایش مشخصات مریم موسوی سلام
فک نمی کنی قضیه یه چیز دیگه اس؟
ظلم انسان به یه انسان دیگه رو نشون دادن چه مرد به زن یا زن به مرد مادر به کودک یا فرزند به والدین ........................ به خاطر همین داستانت داستانی می نویسم وهمین امشب داغ داغ داغ داغ میزارم سنای عزیزم و بیا بخون ونظرت رو که برام مهمه بنویس من البته نگاهم طور دیگریست...
موفق باشی دوست عزیزم


@مریم موسوی توسط سنا سبحاني Members  ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1392 - 19:26

نمایش مشخصات سنا سبحاني قضيه ظلم كه هميشه بوده شايد شما احساس نكنيد اما من احساس ميكنم ظلم مردايي رو كه خواسته يا ناخواسته در حق ما صورت گرفته به هرحال هم براي خوندنتون و هم براي داستانكتون ممنونم امشب حتما ميخونم


@مریم موسوی توسط مریم مقدسی Members  ارسال در چهار شنبه 22 خرداد 1392 - 20:08

ببخشید وارد بحثتون شدم منم منتظرم داستانتونو بخونم @};- @};-


@مریم مقدسی توسط مریم موسوی Members  ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1392 - 09:44

نمایش مشخصات مریم موسوی ببین من صورت سوالو پاک نکردم نگفتم نیست زود قضاوت کردن تو بحث یعنی اینکه برات مهم نیست من چطور فکر کردم .اما من برای نظر و نگاه تو ارزش قا ئلم ودردی هم بدتر از ظلم نیست حالا هر کی ظلم کنه...
داستانمو همون دیشب نوشتم و گذاشتم چون زود نوشتم ایراد زیاد داره و خام و نپخته و به قول نویسنده ها میوه ی نرسیده اس اما خیلی دوس دارم دقیق بخونیش هم تو و هم مریم مقدسی عزیز که ایده اشو مدیونتونم نمی دونم کی میاد رو سایت ممنونم که منتظرشی امیدوارم خوشت بیاد.....
سنا جان زن بودن خیلی سخته نه به خاطر ضعیف و ضعیفه بودن برای مسولیتش برای فهم این سختی فقط باید زن بود...
مرد بودن هم سخته ولی من به عنوان یه زن زن بودنو می فهمم .....


@مریم موسوی توسط سنا سبحاني Members  ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1392 - 12:40

نمایش مشخصات سنا سبحاني خانم موسوي نظر شما واقعا براي من اهميت داره اصلا من مينويسم تا از نظرات شما اها استفاده كنم منم اميدوارم داستانتون زودتر بياد روي سايت
بعدشم خانم موسوي كدوم زني وجود داره كه نفهمه زن بودن سخته و به زن بودنش افتخار نكنه؟ من كه افتخار ميكنم
ولي فكر ميكنم شما منظور منو اشتباه متوجه شديد


@مریم مقدسی توسط سنا سبحاني Members  ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1392 - 12:17

نمایش مشخصات سنا سبحاني خواهش ميكنم اشكالي نداره خوشحال ميشم


نام: مهسا   ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1392 - 16:39

سلام داستانتون خیلی جالب بود.شمابرحقیقتی اشاره کردین که خیلی ازانسانهاازگفتن ونوشتنش ابا دارند.داستان ادامه داره؟


@مهسا توسط سنا سبحاني Members  ارسال در جمعه 24 خرداد 1392 - 08:58

نمایش مشخصات سنا سبحاني سلام مهسا جان ازت متشكرم كه براي خوندن اين داستان وقت گذاشتي .راستش تا الان كلي نظر بارون شدم واي به حال اينكه ادامه داشته باشه!


نام: جلال صابری نژاد کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1392 - 21:39

نمایش مشخصات جلال صابری نژاد سلام
یه کار زیبا و متفاوت
آفرین
تلنگری به فرهنگ غلط مرد سالاری
یه موضوع روز جامعه که به حقیقت مانندی داستان کمک می کند

آری براستی چرا در همچننین جامعه مدرنی هنوز هم مردانی هستند که این گونه وحشیانه برخوردی با زنان می کنن
اما باید بگوییم این افکار برگرفته از دین و منش اخلاق سنتی است متاسفانه از 1400 سال پیش که دختران را خاک می کردند تا حالا که دیه یک زن نصف مرد است این برخورد با زنان وجود داشته است متاسفانه تغییر پذیر هم نیست و در لایه های پایین جامعه بیشتر وجود دارد و علتشم بی سوادی مردها است که هنوز نمی دانن چگونه باید با همسرانشان برخورد کنند
شاید سخت گیر ترین خواننده من باشم چون به هر داستانی رای نمی دهم اما این بار با همه سخت گیری ها باید بگویم داستانک شما رای مرا نصیب خودش کرد یعنی یک پله موفقیت برای شما
تبریک بخاطر ان رویداد


@جلال صابری نژاد توسط سنا سبحاني Members  ارسال در جمعه 24 خرداد 1392 - 09:04

نمایش مشخصات سنا سبحاني جدا خوشحالم كه مرداني مثل شما وجود دارند كه درك ميكنند هنوز هم فرهنگ غلط مرد سالاري از بين نرفته و اينطور نا حقي در در حق زنان را مينويسند
در ضمن بخاطر رايتون هم خيلي خوشحال شدم اقاي صابري نژاد اميدوارم بقيه ي داستانكامم بتونن نظر شما رو به خود جلب كنن


نام: سامان سعیدی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 23 خرداد 1392 - 21:42

نمایش مشخصات سامان سعیدی سلام منم دوست ندارم وارد بحثتون بشم...:D ولی میشم چون فضولم یه کم...
البته یه کم..:D
ظلم مرد به زن یا زن به مرد در هر شکلیش قشنگ نیست...
و مطمئنا هر مرد یا زن موفقی معمولا به پشتوانه یک زن یا مردی موفق شده است که مکملش در زندگی بوده...
این نوع ظلمی که شما گفتین خیلی وقته منسوخ شده و کمتر دیده میشه چون اکثر انسان ها با حقوقشون آشنا شدن و کسی که از حقوقش مطلع باشه کمتر بهش ظلم میشه...
به نظرم تو این دوره به مردا بیشتر ظلم میشه...:D
و یادم رفت بگم که ضعیف اون کسیه که روحش ضعیف باشه یه روح قوی میتونه از ضعیفترین جسم ها هم بهترین ها رو بسازه...@};-


@سامان سعیدی توسط سنا سبحاني Members  ارسال در جمعه 24 خرداد 1392 - 09:08

نمایش مشخصات سنا سبحاني من كه خيلي خوشحال ميشم اگه باعث دردسر نشه همه تو اين بحث شركت كنن.اين ظلم شايد در شكلي كه من گفتم منسوخ شده باشه اما ظلم مرد به زن يا برعكس كه البته اولي بيشتر مشهود هنوز هم از بين نرفته
اما ايا شما با وجود نصف بودن ديه زن .حق طلاق مرد. ازدواج مرد بدون اجازه يا هزاران چيز ديگه هنوز هم معتقد هستيد كه حق مردا بيشتر ضايع ميشه؟


نام: نیلوفر روشن کاربر عضو  ارسال در جمعه 24 خرداد 1392 - 08:13

نمایش مشخصات نیلوفر روشن داستان خوبی بود ولی حرص خوردمx-( نمیتونم ببینم حق کسی پایمال بشه x-( از زور گویی هم متنفرمx-(
ولی داستانت رو دوست داشتم سنا جان


@نیلوفر روشن توسط سنا سبحاني Members  ارسال در جمعه 24 خرداد 1392 - 09:13

نمایش مشخصات سنا سبحاني متشكرم براي وقت گذاشتنتوخوب نيلوفر جان فكر ميكنم خيلي ها مثل شما از پايمال شدن حق متنفرباشند من كه خودم همينوري ام


نام: احمدرضا شجاع پوریان   ارسال در سه شنبه 28 خرداد 1392 - 11:31

دوست نداشتم این جور تموم شه
داستان قشنگی بود
و کاملا به جهان سومی ها مربوط می شد


@احمدرضا شجاع پوریان توسط سنا سبحاني Members  ارسال در سه شنبه 28 خرداد 1392 - 13:12

نمایش مشخصات سنا سبحاني فكر نميكنم هيچ كس دوست داره كه اينطوري تموم يشه.مرسي كه خونديش ودرك كردي كه مربوط به جهان سومي هاست البته مربوط به گذشته هم ميشد اما اميدوارم اينده خبري از اين چيزا نباشه


نام: علیرضا جداخانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 29 تير 1392 - 22:53

نمایش مشخصات علیرضا جداخانی مثل تو رو خوب امدی ...
فضا رو خوب شرح داده بودی از بقیه ی کارات که خونده بودم خیلی بهتر بود خیلی...@};-


@علیرضا جداخانی توسط سنا سبحاني Members  ارسال در سه شنبه 1 مرداد 1392 - 12:32

نمایش مشخصات سنا سبحاني چه خوب که خوشتون اومد لا اقل بیشتر از بقیه اخه این داستان خیلی جنجال داشت



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.